زمان افعال و ترجمه انها
1- فعل ماضی : بر انجام شدن کار یا حالتی در زمان گذشته دلالت می کند ؛ مثال :
ذهب = رفت ذهبنا = رفتیم ذهبتُنَّ = شما رفتید (چند زن)
نکته
گاهی فعل ماضی معنای مضارع می دهد و آن هنگامی است که جمله دعایی باشد .
رَضِی اللهُ عنه = خداوند از او راضی باد ! قُدِّس سِره = تربتش پاک و مطهر باد!
دام ظِلّه العالی = سایه ی بلند او مستدام باد ! وَفّقک الله = خداوند تو را موفق کند !
2- ماضی نقلی : هر گاه حرف قد به تنهایی بر سر فعل آورده شود معادل ماضی نقلی در زبان فارسی است .
قَد + ماضی ساده = ماضی نقلی
مثال : قَد ضَرَبَ الرّجلُ : مرد زده است . التلمیذاتُ قَد کَتَبنَ : دانش آموزان نوشته اند .
نکته : اگر حرف قد بر سر فعل مضارع وارد شود معنای گاهی ، به ندرت ، کمتر بخود می گیرد . به عبارت دیگر قد هر گاه بر سر فعل مضارع قرار بگیرد معنای شک و احتمال می دهد ؛ مثال : قد یذهبُ احمدُ : شاید احمد برود . قد یصدق الکذوب : دروغگو به ندرت راست می گوید .
3- ماضی بعید : بر انجام شدن کار در زمان بسیار دور دلالت می کند فرمول زیر طریقه ساختن ماضی بعید را شان می دهد :
صیغه مناسب از کان + قَد + ماضی ساده
کان قد ضرَبُ = زده بود کنتم قد ضربتم : زده بودید
کنتنَّ قد کتبتُنُّ : نوشته بودید کانوا قد نصروا : یاری کرده بودند
نکته : امکان حذف حرف قد از ماضی بعید وجود دارد و از نظر ترجمه لطمه ای به جمله نمی خورد . مثال : کان ضَرَبَ = زده بود
4- ماضی استمراری : بطور مکرر و مداوم بر انجام کار دلالت می کند فرمول زیر طریقه ساختن ماضی استمراری را نشان می دهد .
صیغه مناسب از کان + مضارع ساده
مثال :
مثال : کان یَضرِبُ: می زد کنتم تذهبون : می رفتید
نکته :
اگر بر سر ماضی درزمان های مختلف (ساده ، استمراری ، بعید ) ما ی نفی قرار بگیرد آن فعل به صورت منفی ترجمه می شود .
کانَ یَضرِبُ : می زد ما کان یضربُ = نمی زد
ما کان احمد یتصفّحُ وجوهَ العلماء : احمد با دقت در چهره علما نگاه نمی کرد .
کنتم قد نظرتم : نگاه کرده بودید ما کنتم قد نظرتم : نگاه نکرده بودید .
فارسی به عربی
گمان نمی کنم اینچنین قوی باشی ! = ما کنتُ أظنّ أنک قویٌّ هکذا !
5- مضارع ساده : برانجام شدن کار و یا داشتن حالتی در زمان حال یا آینده دلالت می کند . مثال :
ینظر = نگاه می کند یضربون = می زنند تنصرونَ = یاری می کنید .
فارسی به عربی
میثم از کسانی نبود که بترسد و در نتیجه سازش کند و به نرمی رفتار نماید .
لَم یکن میثم من الذین یخافون فیجارون و یدارون
شناسه هایی که در انتهای فعل مضارع وجود دارد نشانه ی ضمیر مختلف فعل است مانند ضمیر «ا» که نشانه ی مثنی است ؛ مانند : تذهبان .
ضمیر «و» که نشانه ی جمع غائب و مخاطب است ؛ مانند « یذهبون – تذهبون ضمیر «ی» كه نشانه ی مفرد مونث است ؛ مانند : تضربینَ .
اگر همه ی آن را بدست نمی آوری همه اش را رها مکن ! : اذا لا تُدرِک کلّه لا تَترک کلَّه !
نکته
برخی از صیغه های فعل مضارع مانند صیغه های 1 و4 و صیغه های 5و 8و11 از نظر ظاهری یکسان هستند . طرز تشخیص و ترجمه اینگونه کلمات در متن جمله مشخص می شود و یا هنگامی که ضمیری به آنها متصل شود .
6- مضارع منفی (فعل نفی) : هنگامی که حرف نفی «لا» بر سر هر یک از صیغه های فعل مضارع قرار بگیرد فعل مضارع جنبه ی منفی پیدا می کند . یَنظرُ = نگاه می کند لاینَظرُ = نگاه نمی کند
تَذهبونَ = می روید لاتذهبون = نمی روید
6- فعل جحد : اگر فعل مضارع همراه با لَم باشد بصورت ماضی منفی ساده و یا ماضی نقلی منفی ترجمه ی شود . به عبارت دیگر می توان عوا کرد هنگامی که لم بر سر فعل مضارع قرار بگیرد معادل ماضی منفی است .
7- قالت الاعرابُ آمنا قُل لَم تُومِنوا و لکن قُولوا اَسْلَمْنا = اعراب گفتند ایمان آوردیم بگو ایمان نیاوردید (نیاورده اید ) ولی بگوئید اسلام آوردیم .
فارسی به عربی و بالعکس :
آن دوستان وفادار هیچگاه دوستانشان را گمراه نکرده اند و در هنگام سختی ها آنها را ترک نمی کنند .
اولئک الاصدقاء الاوفیاء لم یُضللّوا أصدقاء هم و لا یهجرونهم فی الشدائد أبداً .
ألم تَعلم اَنّ اللهَ یعلمُ ما فی السماء و الارض !
آیا ندانستی كه خدا آنچه را که در آسمان وزمین است می دادند .
ألم تَسمع اَنَّ التلمیذَ نَجح فی امتحان الجامعه
آیا نشیده ای که دانش آموز ممتاز در امتحان دانشگاه قبول شد .
نکته 1
گاهی مضارع مجزوم به لم به صورت ماضی مطلق منفی ترجمه می شود مثال :
هل شاهَدتَ صدیقَک فی المسابقه ؟ لا ، لَم اُشاهِدهُِ : آیا دوستت را در مسابقه دیدی ؟ نه او را ندیدم .
فعل مضارع اگر با لما همراه باشد معادل ماضی نقلی منفی در زبان فارسی است :
لما یدخل الایمان فی قلوبِ بعضِ الناس : هنوز ایمان در دل بعضی از مردم وارد نشده است .
التلمیذُ لمّا ینصر : دانش اموز (هنوز) یاری نکرده است
نکته 2
اگر لما بر سر فعل ماضی وارد شود دیگر حرف جحد نیست بلکه ظرف زمان محسوب می شود و به معنای هنگامیکه ، وقتی كه می باشد و دیگر حرف نیست بلکه اسم است .
لما خرج المعلمُ مِن الصّفِّ أنا جَلَستُ : هنگامی که معلم از کلاس خارج شد من نشستم .
نکته 3
فعل مضارع مرفوع معادل مضارع اخباری در زبان فارسی است
تطالعون = مطالعه می کنید لاتتکاسلینَ = سستی نمی کنید
نکته 4
فعل مضارع منصوب اگر همراه «أن – کی – لـِ – حتی » باشد معادل مضارع التزامی در زبان فارسی است
اُریدُ أطالعَ فی المکتبه : می خواهم در کتابخانه مطالعه کنم .
ساعِد المسکین کی تنالَ رضا الله : به بیچارگان کمک کن برای اینکه به خشنودی خدا برسی .